فعلا...!
تا اطلاع ثانوی کرکره ها پایین کشیده شد ....!
تا اطلاع ثانوی کرکره ها پایین کشیده شد ....!
اسم این پستو گذاشتم قصه های منو مرورگر واسه این که دیگه اعصاب واسم نذاشته نمی دونم چشه هی بهم میریزه کلی چیز میز عجیب غریب باز میشه و نمیذاره من هیچ کاری بکنم بلاگفام که قربونش برم یه مدت طولانی پوکید الان اومدم می بینم کلی از وبلاگای دوستام کن فیکون شده 
خلاصه کلی کار دارم و وقت کم 
تو این شبا به یادتون بودم و هستم به یادم باشین 
بعدا نوشت : اوا کلی از پستام پریده که ...اییییییییییییییش
آدرساتونو برام بذارین لطفااااااااااااااااااااااااا
پشت ویترین مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن
یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه …
اما گاهی یه گوشه ای یه چیزی میذارن که شاید کهنه باشه ، شایدم معمولی اما روش نوشته “فروشی نیست” !
آدم باید از اون جنس باشه...
به قلبم گفتم :
شبها خواب به چشمم نمیآید
قلبم گفت :
از بس که بعد از ظهرها میخوابی ،
زر نزن ، بیخودم ادای عاشق ها رو در نیارا!
.gif)
سخت ترین زبون دنیا می دونین چیه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زبون ِ آدم زبون نفهمه

یعنی دلت می خواد خفه کنی بعضیاشونو

کاش این دل خسته را خدا جان میداد ...................آشفتگی ام را سروسامان میداد
ای کاش سوار عشق در عرصه دل.......................... می آمد و فاتحانه جولان میداد

برچهره ی دلربای مهدی (عج) صلوات
پل هوایی ساختن که آدم جونش در امان باشه
ولی شب که میخوای رد شی اونقدر سیبیل کلفت اون بالا خوابیده
که اگه از وسط اتوبان با چشم بسته رد بشی سالم تر میرسی مقصد


بهترینها تقدیم تو باد ای زاده ی پارس شب ولادت میترا ،الهه ی مهر بر آن شویم همانند پیشینیان اهریمن وجودمان را مغلوب ساخته تا روشنایی مهر و محبت در دلمان جوانه زند و بذر عشق و دوستی طولانی ترین شب سال را منور كند .

البته
می گن قدیمیا شب یلدا رو تا صبح بیدار می موندن که نحسی شب نگیرتشون پس
یلدا تبریک نداره ولی خب ما به نحسی و این چیزا اعتقاد نداریم پس
كسي ميدونه چرا توي ایران زن مي تونه ترك موتور بشينه
ولي مجاز نيست راننده باشه!!!
حكم شرعيش چيه واقعااااا؟؟؟
يعني فرمون موتور نامحرمه...؟


باز باران با ترانه...
میخورد بر بام خانه...
یادم آمد کربلا را...دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین...گرم و خونین...
لرزش طفلان نالان...زیر تیغ و نیزه ها را...
با صدای گریه های کودکانه...وندر صحرای سوزان...
می دود طفلی سه ساله...پر ز ناله...دلشکسته...پای خسته...
باز باران قطره قطره..می چکد از چوب محمل...
آخ باران...کی بباری بر تن عطشان یاران؟؟؟
تر کند از آن گلو را...
آخ باران...آخ باران...

خلاصه ایی از متن اولین اعلامیه جهانی حقوق بشر کوروش کبیر

تصویری از منشور حقوق بشر کوروش بزرگ
منم کوروش ... شاه جهان ، شاه شاهان ، شاه بزرگ ، شاه دادگر ، شاه بابل شاه سومر و اکد ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم ، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند . در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم ، مردوک (مردوخ =خدای بابلیان) ، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم . ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد . نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید . آنها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم ، به بدبختی های آنان پایان بخشیدم ... فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند . فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارد . خدای بزرگ از کرده من خشنود شد ... او برکت را ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود بگشایند . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند ، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آ باد کردم . باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ ، زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای مردم ، جامعه ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم .
( ایستاده بمیرید بهتر است تا روی زانوهایتان زندگی کنید ............. کوروش کبیر )
من یاور یقین و عدالتم ، من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی آنها شادمانی من است.

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها ؛یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن
کوروش کبیر
شخصی به بودا گفت “من خوشبختی می خواهم”
بودا پاسخ داد :
نخست “من” را حذف کن که حکایت از نفس دارد ؛
سپس “میخواهم” را حذف کن که حکایت از میل و خواسته دارد…
اکنون آنچه که با تو باقی می ماند خوشبختی است

این اعتقاد منه :
خوشبخت ترین آدم ها اونایی هستن که این جمـله رو میشنـوند: عیب نـداره، با هــم درستـش میکنیـم
ملت
می ترکونن ما از این پلاستیکـــــــــ حـباب دارا

شمام خواستین اینجا می تونین بترکونین البته
نه ها ....پلاستیک حباب دار .gif)
شرقیان را عشق راز کائنات

![[تصویر: rtobs5r9e90fwt8gbl0m.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/rtobs5r9e90fwt8gbl0m.jpg)


گاهی وقت ها...............
دلت می خواهد با یکی
مهربان باشی
دوستش بداری
و برایش چای بریزی

گاهی وقت ها................
دلت می خواهد یکی را صدا کنی
بگویی سلام
می آیی قدم بزنیم؟
![]()
گاهی وقت ها..........
دلت می خواهد یکی را ببینی
یا حتی گاهی با یک نفر جدل کنی
![]()
گاهی وقت ها.............…
آدم چه چیزهایِ ساده ای را
نــــــــدارد!....
![]()
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ مـــــــــــــــــادر من¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
به من نگـــــــــو چی بپوشم و چطــــــــــــــور رفتار کنم
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ چشم و فکر پســـــــــــــرتو درست کن ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤



در کلام تو بود احساسی، دختر شعر دختر آزادی
آرزو دارم ای همای قشنگ، تو بخوانی سرود آزادی
✦✦روز دختــــــــــر مبارکــــــــــــــــــــــ✦✦



سربازه اومده رو به روی دبیرستان دخترونه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش چشمک میزنه به ملت! خدا هم که نشسته با ابی چای مینوشه!

خدایم ای خدایم ای خدایم ، صدایت میکنم بشنو صدایم

عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام
بـرشما همسفران سفر روزه سلام
روزه هاتان همه در پبش خداوند قبول
روزگارخوشتـان مظهـر توفیـق مدام
عزت و
همتتان شاهد تایید و ظفـر
عیدتان خرٌم و شیرینیتان باد به کام
التمــــــاس دعــــــــــــا ![]()
ساعت 6 صبح هشتم مردادماه سال 92 اهل منزل ، منزل را ظلمات کرده اند و به خواب بعد از سحر فرو رفتنه اند همانی که خیلی می چسبد! ما هم خوابمان می آید اما نمی دانیم چرا هی یک چیزی درونمان وول می خورد که بنویسیم و گویا جغد شبی که بهمان می گویند پرهم بیراه نیست چرا که تا هوا کاملا روشن نشود ما بخواب نیستیم !!!
دیروز با یکی از رفیقان جانی جهت خرید یکی دو قلم جنس (لوازم آرایشی) راهی مرکز شهر شدیم در مسیر رفت راننده ی محترم تاکسی که ماموریت خطیر رساندن مسافرانش را به مقصد داشت در میانه ی مسیر موبایل مبارکشان زنگ خورد و ایشان در کمال رعایت قوانین تاکسی عزیزشان را به کناری کشانده و با خیال بسی بسیار راحت پاسخگوی مخاطبشان شدن البته ما فضول نیستیم ولی صدای مخاطب کمی تا اندکی به گوش می رسید و خانوم بودنشان مسجل شد و جناب آقای راننده ی محترم در کمال آرامش و صبر حرف هایشان را زدند و سپس در کمال خونسردی و بدون حتی یک عذر خواهی کوچک ادامه ی راه دادن ..............
*جناب آقای راننده ی محترمی که قوانین راهنمایی و رانندگی را برای صحبت کردن با تلفن همراهتان رعایت می فرمایید!از حقوق مسافر چیزی می دانید؟ ؟؟؟!!!
کلا روز خاطره انگیزناکی بود در مسیر برگشت هم یک آقای پسر کم سن و سالی سوار بر یک پژو پارس سرکشی از پشت محکم کوباندند به تاکسی ای که ما سوارش بودیم و جالب این که این جناب آقای پسر هنوز گواهینامه ای نداشتن و با تبانی با راننده ی محترم تاکسی سر و ته قضیه را هم آوردند و تا مامور راهنمایی و رانندگی رسید جوان پا را بر گاز رخششان فشردند و در رفتن!!! کتف ما هم بر اثر این برخورد کمی خودش را لوس کرد البته برخلاف تجربه ی تصادف قبلی که ما چند روزی کوفتگی را یدک می کشیدم ای بار کتفمان زود خودش را جمع و جور کرد و شکر خدا الان همه چی آرام است ...
باعشق اگر همسفری ، بسم الله ..............گر اهل دعای سحری ، بسم الله
امشب شب قدراست و خدا منتظر است .......از دست گنه اگر خون جگری ، بسم الله
امشب شب تقسیم حج و کرببلاست .........گر دلتنگ برای سفری ، بسم الله
گر اهل ولایتی و خواهان نجــــــــف.................گـــرمشتاق جمال حیدری ، بسم الله
درمحضر ارباب محبت ، مهدی .........خواهی بزنی بال و پری ، بسم الله
بر روح تمام شیعیان تیغ زدند ......... بر مردترین مرد جهان تیغ زدند
خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد .........انگاربه فرق آسمان تیغ زدند
سجده بر سجاده عشاق چون کردی سحر ....... جان مولا زیر لب آهسته نامم را ببر
سلام
"سه کوهنورد ایرانی ابدی شدند"
آیدین بزرگی ، مجتبی جراحی و پویا کیوانی کوهنوردان گمشده ایرانی در هیمالیا
با کیلیک روی عکس می تونید کلیپی از آخرین اخبار در ارتباط با سه کوهنورد ایرانی ببینید
در آپارت هم دنبال کنید



و
یه بی احتیاطی در عرض ثانیه ای جماعتی رو ابدی کرد
با کیلیک روی عکس می تونید کلیپی از این حادثه ی دلخراش رو ببینید
به گزارش شفقنا این ترن که با 218 مسافر از مادرید به سوی گالیسیان در حرکت بود حدود ساعت 8:40 بعد از ظهر چهارشنبه در نزدیکی سانتیاگو دی کامپوستلا از ریل خارج شد که این حادثه منجر به کشته شدن 78 نفر و زخمی شدن 141 نفر شد. حال چند نفر از مجروحین هم وخیم گزارش شده است.



روحشون شاد .........................یادشون گرامی
پ.ن: و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت...
چند روزیه وبلاگارو رندوم ورق می زنم و پروفایل هارو نگاهی می ندازم ؛ به یه نتیجه
ای رسیدم و اون این که انگاری دوره ی ما دیگه گذشت....
اکثر مدیرای وبلاگا دانش آموزای مدرسه این ؛ نمی دونم چرا ولی دلم گرفت !
❧ انگاری نسل ما تو جوونی پیر شد ❧
☽ پیر شدیم پیر تو ای جوونی ☾

عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک ، سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم ، به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست

السلام
ای میهمانی خدا********************** ماه خوب آسمانی خدا
السلام ای روزه داران السلام*****************عاشقان مخلص ماه صیام

ای پادشه خوبان داد از غم
تنهایی
گناه
یتیمی
بی حرمتی
ناپاکی
چشم انتظاری
وقـــــت است که بـــازآیی
✡ آری مولایم وقت است که باز آیی ✡

اینک که شده ولادتت ای جانا / جلوه نور به دنیا بنما یا مهدی
خواهی که در پناه کرامات سرمدی / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی
لبریز کن زعطر گلِ نور
سینه را /
با ذکر سبز یک صلوات
محمدی
الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، کوکب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسست، حسنک گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی میکنه، آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، شیرین، خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی، رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن میرن کیف قاپی،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته

یکرنگ که باشی ، زود چشمشان را میزنی . . . خسته می شوند از رنگ تکراریت ، این روزها دوره ی رنگین کمان هاست

هموطن شادی حق توست
به امید آینده ای سبز و روشن